خرید بک لینک

که مرا دور  ز کابوس کند

 سخن از جنگ و هلاک و وحشت

 سخن از غرق شدن 

 سخن از بمباران

  سخن از بیماران

  سخن از قحطی و از فقر و فساد

  نابسامانیها ، تهدیدها ، ...

 وه  ، چه دوران غریبیست

  ای خداوند بزرگ 

 دل بیتاب نخواهم به جهان

 جنگ نه ، دردسر قحطی نه

 فقط آرامش و امن و راحت

نامه ام در پاکت

میفرستم به تو تا نیک ببینی

آنچه را تو   به از این جمله جهان میدانی

فقط اظهار وجودیست به پاس شکرت

من تو را از ته دل میخوانم

و خودم میدانم

که تو بهتر  ز  همه میدانی

گر چه جملات مرا در نامه

تو  ز  بر میخوانی

و سر آخر گویم

دوستت دارم و از این به خودم میبالم

اشک خود را به ته نامه خود می مالم

جای امضای من این اشک بریزد ، چه کنم

آه بی اشک ندارد معنا

تو بخوان نامه پر اشک و پر از آه مرا

تو بخوان تا دلم آرام بگیرد با این

تو بخوان....

 

 

  

 

 

برچسب: نویسنده: حامد یزدانی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 13:00

صفحه بندی